![]() |
![]() |
|
| آری حقیقت دارد عشـــــق پایانی ندارد |
|
زين سفر گر به سلامت به وطن بازرسم
نذر کردم که هم از راه به ميخانه روم خواستم برای حادثه ای که در چند روزه گذشته برايم اتفاق افتاد مطلبی بنويسم. تفالی به حافظ زدم تا سربرگ اين نوشته رو با سخن او آغاز کنم. اين بيت در غزل آمده بود: زين سفر گر به سلامت به وطن بازرسم نذر کردم که هم از راه به ميخانه روم چه بیت وصف الحالی؟!! شنبه 8 دی ماه ( عید غدیر خم) شب بعد از دیدار با سادات در مسیر بازگشت به خونه بودیم و از خوبیها و خوشیهای گذشته و حالو آینده می گفتیم که همه ی این خوشی ها پایانی غم انگیز به خود گرفت. تصادفی وحشتناک و سیاهی و سکوت.حادثه ایی که مرگ را هم دچار حیرت کرد. تصادفی که وقتی به آن فکر ميکنم فقط يک معجزه می توانسته اين فاصله مرگ و زندگی را ختم به خير کرده باشد. ممنووووونم. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 16 دی1386ساعت 2:6 بعد از ظهر توسط ساره |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
قسم به لحظه هاي پاك انتظار كه براي ديدنت ثانيه هاي بي قرار زندگي را هر روز خواهم شمرد ...
|
| نوشته های پیشین |
|
دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
من و دل تنگیهام دل نوشته های من |
| پیوندها |
|
سیمیا ( سمیرا جون ) |
|
RSS
|