تبليغاتX
این نیز بگذرد ... - بالاخره مسافرت می رویم....
آری حقیقت دارد عشـــــق پایانی ندارد
ســــــلام

بالاخره توو این تابسنونیه فرصت شد که ما هم بریم مسافرت

اگرچه تایمش کمه ولی خب از قدیم گفتن کاچی بهتر از هیچی  این دومین سفریه که با

خانواده ی داییم میریم ولی یه فرقی با دفعه ی قبل داره ، اونم اینه که این بار خانواده ی

دایی کوچیکم هم هستند

اگه خدا بخواد ، بی حرف پیش فردا صبح زود راهیه شمال  میشیم ،

و چون خونه ی دایی کوچیکه تهران نیست قراره بعداز ظهر یعنی همین حدودا زن داییو

 دختر اوشکلشون بیان اینجا که فردا همه با هم بریم .

از صبح تا حالا مشغول کار و جمع و جور و این حرفاییم ، هنوزم تموم نشده

تازه میون این همه کار آب هم قطع شده

اومدم تند تند آپ کنم که تا شنبه که نیستم اینجا بی هیچی نمونه (حالا انگار برای

خوندن وبلاگ صف کشیدن )

خب من برم ببینم دیگه چه کاری مونده تمومش کنیم تا مهموناااااامون نیومدن

تا سلامی دوباره

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 6 شهریور1386ساعت 4:52 بعد از ظهر  توسط ساره | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
قسم به لحظه هاي پاك انتظار كه براي ديدنت ثانيه هاي بي قرار زندگي را هر روز خواهم شمرد ...

نوشته های پیشین
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
آرشیو موضوعی
من و دل تنگیهام
دل نوشته های من
پیوندها
سیمیا ( سمیرا جون )
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM